المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
91
مروج الذهب ( فارسى )
نگفتهها باشد . و صابيان حرانى كه عوام يونانيان و حشويان فلاسفهء قديم بودهاند مراتب كاهنان هيكل را چون افلاك هفتگانه مرتب كردهاند و كاهنى كه از همه والاتر است رأس كمرى ناميده مىشود . پس از آنها نصارى كاهنان خويش را بر روش صابيان مرتب كردند . مسيحيان اين مراتب را طاعات ناميدهاند كه اول صلط است و دوم اغسط و سوم يوذاقن و چهارم شماس و پنجم كشيش و ششم بردوت و هفتم حوار اسفطس است كه مادون اسقف است و هشتم اسقف و نهم مطران است كه معنى آن رئيس شهر است و بالاتر از همهء اين مراتب پطرك است كه بمعنى پدر پدرها است و مراتب ديگر كه بگفتيم خاص طبقات پائين و عوام است . مراتب مذكور بنزد خواص نصارى معتبر است اما عوامشان دربارهء اين مراتب سخنانى جز اين آوردهاند زيرا پادشاهى داشتند و چيزها ابداع كرد كه نقل كنند و حاجت بذكر آن نداريم و اين ترتيبات شاهى است و اينان اركان و اقطاب نصرانيتند زيرا مسيحيان مشرق كه عباديان و نسطوريان و يعقوبيانند از اينان متفرع و منشعب شدهاند و نصرانيان چنان كه گفتيم شمهاى از اين مراتب را از صابيان گرفتهاند ولى كشيش و شماس و غيره را از مانويان گرفتهاند كه همان مصدق و شماع است ، گر چه مانى و هم ابن ديصان و مرقيون از پس عيسى بن مريم عليه السلام بودهاند ، مانى دين مانوى و مرقيون مذهب مرقيونى و ديصان ديصانيه را بياوردند . پس از آن فرقهء مزدكيه و ديگر مسلكهاى ثنوى پديد آمد و ما در كتاب اخبار الزمان و هم در كتاب اوسط شمهاى از نوادر اين مذاهب و خرافات رنگارنگ و شبهات موضوعهء ايشان را آوردهايم و هم از مذاهب ايشان در كتاب « المقالات فى اصول الديانات » سخن آورده و در كتاب « الابانه فى اصول الديانه » دربارهء نقض و هدم آن گفتگو كردهايم و در ابواب حاضر چيزى بتناسب سخن و اقتضاى گفتار مىآوريم و شمهاى از آن بر سبيل خبر و حكايت مذهب نه بطريق نظر و جدل ياد ميكنيم تا اين كتاب نيز از مطالبى كه تذكار آن مورد حاجت است خالى نباشد و خدا داناتر است . 111